شهر سلطانیه

مقدمه ای بر اوضاع جغرافیایی شهر سلطانیه

شهر سلطانیه در 47 کیلومتری سمت شرق زنجان قرار گرفته است. این منطقه از شمال به بخش طارم علیا، از غرب به بخش حومه از شهرستان زنجان، از جنوب به شهرستان خدابنده و از شرق به شهرستان ابهر محدود بوده و 940 کیلومتر مربع وسعت دارد. این بخش دارای 33 روستا و 25770 نفر جمعیت است. مهمترین وجه مشخصه سلطانیه پس از مسائل مربوط به ارزشهای تاریخی وجود چمن معروف سلطانیه است. این چمن قسمتی از فلات زنجان- ابهر را در برگرفته و از فاصله گرفتن دو رشته ارتفاعات موازی که در جهت شرقی- غربی ممتداند، تشکیل گردیده و دارای 35 کیلومتر مربع وسعت است.

پیشینه تاریخی سلطانیه:

با مطالعات باستان شناسی روشن شده که در داخل چمن سلطانیه شش محوطه باستانی بدین ترتیب وجود دارد. تپه تاریخی یوسف آباد، تپه تاریخی قلعه، محوطه شهر سلطانیه، تپه تاریخی نور، تپه تاریخی چمن. بررسی در عناصر و یافته های اتلال مزبور گویای این واقعیت است که منطقه مزبور از اواخر هزاره دوم قبل از میلاد تا حمله مغول مورد استفاده اقوام مختلف بوده است. بنابراین قول حمدالله مستوفی که سلطانیه را قبل از حمله مغول غیر مسکون دانسته با تردید مواجه می گردد. به استناد متون تاریخی این منطقه قبل از استقرار مغول شهر ویاژ یا شهر ویاز نامیده شده است. ولی آنچه که مسلم و روشن است، پس از حمله مغول و استقرار طایفه ای از آنها در این محل آن را قنقور النگ نام گذاری کرده اند.

این منطقه (قنقور النگ) به علل گوناگون در دوره های مختلف ایلخانی مورد توجه و محل یا ییلاق بوده است. سلطانیه ابتداء در دوران ارغون خان (683-690) به پایتختی انتخاب گردید. سیاستمداران ارغون در انتخاب این محل به پایتختی از نظر سیاسی و سوق الجیشی راه صوابی پیموده اند، زیرا قنقور النگ نسبت به م تصرفات غربی امپراعتوری ایلخانی مرکزیت داشت. و از طرف دیگر، با عنایت به اینکه پس از استقرار جانشینان هلاکو، به ویژه اواخر دوران ارغون خان و دوره های غازان خان و اولجایتو که به زور شمشیربندان مغول حکومت نسبتاٌ واحدی در منطقه بسیار وسیع از رود سند تا فلسطین با ترکیبی از اقوام مختلف و متمدن آن روزی تشکیل یافته بود، خود موجب پیشرفت سریع ارتباطات بازرگانی را فراهم نمود، تقویت و اصلاح جاده های بازرگانی، ایجاد تاسیسات مربوط به راهدارخانه ها، ایجاد انتظام در مناطق و مسیرهای تجاری، تدوین یاساهای چنگیزی به دزدان و قطاع الطریق از عوامل و انگیزه های این جریان اقتصادی است و سیاستی که توانسته حمل و نقل کالاهای مشرق زمین را به اروپا، که از طریق روسیه و دریاچه اورال انجام می پذیرفت از راه امپراطوری ایلخانی عبور دهند در این صورت بود که ایجاد مرکز اقتصادی بسیار قوی و واجد شرایط در منطقه ای از نظر سیاسی پاسخگوی این نیاز باشد، امری لازم و ضروری به نظر می رسد. این منطقه با توجه به ویژگی هایی که بیان گردید محلی بجز قنقور النگ که همانا سلطانیه است نمی تواند باشد. علی ای حال شهر سلطانیه در دوره بنیان گذاران آن پس از تبریز دومین شهر مهم در امپراطوری ایلخانان بوده و از نظر تجارت خارجی نخستین آن به حساب می آمده است. و کلیه مال التجاره به جهت ایجاد تمرکز و اخذ مالیت های مورد لزوم و کنترل آمد و شد، در این شهر تخلیه و بارگیری می شده است. رونق اقتصادی به حدی بوده که گلاویخو سفیر پادشاه اسپانیا در دربار میرانشاه (806-809 هجری قمری) در بازدید از سلطانیه بحث مفصلی را در مورد رونق تجاری مطرح نموده است. این شهر از دوبخش کهندژ و شارستان تشکیل یافته و آن در بخش پر 200 هکتار بوده است.

عناصر تشکیل دهنده این شهر عظیم اسلامی به علل گوناگون جغرافیایی سیاسی از میان رفته تنها با مدارک باستانشناسی می توان به بازشناسی آن توفیق یافت. به استناد متون تاریخی این شهر به کاروانسراهای زیبا و اقامتگاه های عمومی مجهز بوده تا سرویس مناسب را از نظر پذیرایی و اقامت عرضه نماید.

سبب ایجاد گنبد سلطانیه

اولجایتو پس از طرح سلطانیه تصمیم گرفت که به تقلید از آرامگاه برادرش غازان خان ، آرامگاه رفیع و باشکوهی برای خود بسازد به همین جهت برای بر پائی این آرامگاه ، هنرمندان از هر سو به سلطانیه آمدند تا یکی از شاهکارهای عظیم دوره مغول را به عرصه ظهور برسانند .

بنای گنبد سلطانیه در سال 702 هجری قمری ( روایتی ) بر اساس طرح آرامگاه غازان خان که آن نیز از بنای آرامگاه سلطان سنجر در ( مرو ) الهام گرفته ، ساخته شده بود با این تفاوت که پلان آرامگاه سلطان سنجر مربع و پلان گنبد  سلطانیه  هشت ضلعی است اگر چه تا حد  زیادی معماری آرامگاه سلطان  سنجر در بنای سلطانیه تاثیر گذاشته بود لیکن چیزهای ابتکاری در بنای اخیر بحدی است که آنرا  بصورت یکی از شاهکارهای هنر و معماری ایران درآورده است که بعدها نمونه و الگوئی  بای احداث تعداد زیادی از ابنیه این دوره شد همچنین معماری گنبد سلطانیه را شخصی  به نام سید علی شاه انجام  داده است .  

نا به قولی، بر اثر تشویق و ترغیب  علما و روحانیون بزرگ  شیعه که در آن زمان در دستگاه حکومتی  صاحب منزلتی بودند، اولجایتو مذهب تشیع را به عنوان مذهب رسمی پذیرفت و بعد از مدتی تصمیم که آرامگاه خود را به ائمه اطهار اختصاص دهد. بدین منظور  قصد انتقال  اجساد مطهر آنان  (حضرت  علی (ع) و امام حسین (ع) ) را به سلطانیه  داشت تا بر رونق تجاری و  اهمیت  مذهبی  پایتخت جدید التایس خود بیفزاید لذا دستور داد تا تزئینات داخلی بنا که تا آن روز انجام نگرفته بود طوری بپردازند که در آن شعائر مذهب تشیع  یخوبی مورد استفاده قرار گیرد بهمین جهت بود که کلمه «علی»  به طور مکرر با کاشی در متن اجر نوشته شده است.

انتقال اجساد مطهر ائمه بخاطر مخالفت شدید علمای شیعه  یا بقولی خواب سلطان مکه حضرت  علی بن ابی طالب را ناراضی دیده بود و آن حضرت  از این عمل ناراضی بود انجام نگرفت و منصرف شد.

بنابراین سلطان ایلخان مصمم شد که دوباره این بنا  را به آرامگاهی برای خود اختصاص دهد. به نظر می رسد که در همین ایام از مذهب تشبع  برگشت و مذهب اهل سنت را اختیار کرد. شاید  به همین منظور بود که دستور داد تمام تزئینات  معرق کاری که کلمه «علی»  0ع) بر آن نقش بسته بود، و تمام تزئینات آجری کاشیکاری و گره سازی را با پوشش از گچ اندودند و روی  آن پوشش را با  کتیبه و اشکال مختلف هندسی طرحهای گل و بوته دار با رنگ آبی  بر زمینه  سفید گچبری کردند که  این عمل احتمالا در سال 713 رخ داده اولجایتو در سال  716 هـ . یعنی تقریبا  چهار سال  بعد از اتمام بنا  در سن 36 سالگی در گذشت و جسد وی در  تابوتی از زرناب در آرامگاه  ابدیش دفن شد.

معماری

گنبد سلطانیه در دوره بر پایی مرتفعترین بنای  جهان بوده و هم اکنون نیز یکی از عظیم ترنی بناهای تاریخی جهان به شمار می رود. این بنا قسمتی از مجموعه عظیمی است که به ابواب البر مشهور بوده و شامل دارالشفا ، بیت القانون، بیت الحکمه ، دار الباده  و ... این بنا در قوم هم کف  با فضاهای جانبی آرامگاه دارای  پلام مربع مستطیل بوده و ادامه مجموعه در طبقات هشت ضلعی متمایل  به منتظم است.

این گنبد از سه فضای گنبد خانه  تربت خانه ، سردابه تشکیل شده و از نظر حجمی  و ترکیب فضا  آئین  تدفین  مغول  که در دو مرحله انجام می گرفت مطابقت داده و آن را با معماری ترکیبی از مراسم  تدفین مغول  تبیین نمود با توجه به این طرز تفکر خانه محل عزاداری به جسد سردابه محل نگهداری و تدفین جسد و تربت خانه فضای مسقف  بالای سردابه می باشد ورودی اصلی آرامگاه اولجایتو در ایوان های شمال شرقی و شمال غربی  تعبیه شده و کاربرد ایوانهای شمالی شرقی و غربی پنجره می باشند پلان گنبد خانه متمایل به هشت  ضلعی منتظم و طول هر یک از اضلاع از 06/10 تا  16/10 متر متغیر است .

قطر گنبد خانه 40/24 متر می باشد در این فضا 8 جرز سنگین  با عرض 32/6  تا 25/7 متر  با سطح  مقطع 50 متر مربع قرار گرفته و مهمترین وجه مشخصه  تحول معماری از دوران  سلجوقی  به دوران  ایلخانی را نمایش می دهد. در حد فاصل این  جرزها ایوانها و بنائی در دو طبقه اجرا گریدده و ارتفاع  طبقه همکف از رقوم 7/9 متر و ارتفاع  طبقه اول از رقوم هم کف 70/ 19 متر قابل اندازه گیری می باشدو کف این فضا  با استفاده از سنگ رخام سفید مفروشی یوده است.

قوس ایوانها در این فضا پنج و هفت تند است. در منتهی الیه این قوسها کتیبه هایی با متن احادیث نبوی در آن نوشته شده و پس مقرنس کاری زیبایی که وظیفه  ترمپه ها بر آن محول شده پلان هشت ضلعی را به پلان دایره  تبدیل نموده و زمینه  اجرا گنبد را فراهم آورده است.

 دومین فضای مورد بحث آرامگاه اولجایتو فضای موسوم به تربت خانه می باشد این فضا به شکل مستطیل با طول ضلع 60/17 متر و عرض 8/7  متر و با ارتفاع 16 متر، محراب مجموعه را در  جرز  جنوبی در خود جای داده است پوشش سقف تربت خانه از سه واحد  طاق و تویزه ساخته شده قطر طاق وسطی که بزرگتر  است 9 متر  و طاقهای طرفین 3 متر قابل اندازه گیری می باشد در ارتفاع 0/3 متری از کف در گرداگرد آن

کتیبه ای در دو قلم ریز به خط کوفی  مشجر و قلم درشت به خط ثلث نوشته شده و اطراف کلمات را تزئینات اسلیمی پرنموده اتس. بین تربت خانه و محوطه  زیر گنبد  پنجره بزرگی از مس طلا قرار داشت که به مرور زمان از بین رفته و یا به غارت برده شده است.

سردابه سومین فضایی است که با ترکیب فضاهای مذکور افاده معنی می  نماید این فضا محل قبر اصلی می باشد ورودی سردابه در ایوان جنوبی تربت خانه قرار دارد و با تعبیر 9 پله  به پهنای 250 سانتیمتر می رسد در وسط این فضا محل قبر و در  طرفین آن دو  فضای کوچک  جهت  استقرار نگهبانان جلوگیری از ورود ارواح خبیثه  تعبیه شده بررسی ترکیب  فضایی  این سردابه و ارتباط آن با  کل مجموعه و قابل مقایسه نبودن ان با سایر بناهای آرامگاهی می توان  چنین استنتاج نمود که این آرامگاه بر اساس بینش مغول  بویژه ائین شمنیت ساخته شده باشد. گنبد آرامگاه اولجایتو  بزرگترین  نوع خود در بناهای تاریخی ایران  با راتفاع  50/48 متر و قطر دهانه 40/24 متر  و با ضخامت 160 سانتیمتر با روش دو پوششی ساخته شده و فضای خالی بین دو پوسته 60 سانتیمتر می باشد.

اهمیت تشخیص زمان در گنبد سلطانیه

مقید بودن  مسلمانان به اهمیت  تشخیص زمان برای انجام مراسم مذهبی را می توان سبب ایجاد  ساعت آفتابی  در اسکلت این بنا داشت  باین طریق که اگر  از سوراخ گنبد اصلی  بتابد زمان اذان ظهر است نوری که از پمجره های بزرگ می تابد بین ساعت و نور پنجره های کوچک حدود دقیقه  را مشخص می ساخت به  احتمالی طرح  8 ضلعی بنا نیز به خاطر ایجاد چنین ساعتی بوده در شب هم به  یاری برخی از ستاره ها از این  پنجره ها دیده می شدند زمان را مشخص می گردند.

پلکانها

در بین حرزهای هشت گانه  پلکانهای مارپیچی وجود دارد که طبقه زیرین را به طبقات دوم و غرفه های خارجی و مناره های هشتگانه متصل می کند لازم به تذکر  است که این پلکانها همه از پایین شروع  نمی شود بلکه  فقط  دو پلکان دیگر در نمای خارجی ولقع شده است.

پلکانهای زوایای شمالی به طبقه دوم راه می یابد و پلکان سومی بدون اتصال به طبقه دوم بسوی بالا ادامه پیدا می کند. پلکانهای هشتگانه از طیقه سوم (غرفه های خارجی) ظاهر شده  و تا  امتداد مناره های هشتگانه صعود می نماید.

ایوانها

همانطور که در فوق اشاره شد بر اضلاع هشتگانه پلان داخلی 8 ایوان  رفیع و وسیع به ارتفاع 80/18 و به عرض 70/7 متر واقع شده اند. این ایوانها یکنواختی حاصل از وجود  جرزهای قطور، را از بین برده و باعث شده که بنا زمخت  جلوه ننماید. این ایوانها در عمق 60/2 و ارتفاع 9 متری  به دو طبقه تقسیم شده است.. در طیقه اول یا همکف ورودی های اصلی  و ورودی ها کوچک فرعی به محوطه های عبادتی قرار دارند.

ایوان جنوبی متصل به محوطه ای  بنام تربت خانه است که در صفحات آینده شرح آن داده خواهد شد. ایوانهای شرقی و غربی در انتها دارای درهای بزرگ می باشد. در حالیکه در انتهای طبقه اول ایوانهای فرعی بک در کوچک وجود دارد. سقف طبقه اول دارای قندیل بندی و مقرنسکاری بسیار جالب و زیبا می باشد

طبقه دوم  این بخش بوسیله راهروی پوشیده ای با هم در ارتباطند. بطوری که م یتوان در این طبقه تمامی بنا را دور زد در غرفه  های طبقه دوم انواع  تزئینات  ومقرنسکاریهای ارزنده ای دیده می شود که نشانگر ذوق و سلیقه و دقت هنرمندان دوره ایلخانیان است.

یکی از خصوصیات اصلی  ومنحصر بفرد در گمبد  سلطانیه  دو جدارهبودن آن است که از  دو قشر موازی و مجزا  که صرفا  با پشت  یندهای آجری بین خود  بهم مربوط بوده و همچنین فرم واحدی را شامل می شوند  تشکیل شده است. و این تنها نمونه در مورد  گنبدهائی با وضع  ساختمانی فوق الذکر محسوب می شود و به نظر اینجانب نمی توان نمونه ای  با وضع ساختمانی فوق الذکر در دنیا  یافت که متعلق به قبل از بنای مزبور باشد. و از این رو گنبد فوق  اهمیت شایانی را در تاریخ معماری دنیا داراست بطوریکه مدتها بعد از ساختمان گنبد سلطانیه چه در غرب و چه  در شرق  رفته رفته آثاری با خصوصیات تکنیکی فوق  بوجود می آید . از جکله مهمترین آثاری که به تقلید از گنبد سلطانیه احداث شده گنبد کلیسای سانتاماریا دلفیوره می باشد که بیش از صد سال  بعد از آن ساخته شده است

مقدمه ای بر اوضاع جغرافیایی شهر سلطانیه

شهر سلطانیه در 47 کیلومتری سمت شرق زنجان قرار گرفته است. این منطقه از شمال به بخش طارم علیا، از غرب به بخش حومه از شهرستان زنجان، از جنوب به شهرستان خدابنده و از شرق به شهرستان ابهر محدود بوده و 940 کیلومتر مربع وسعت دارد. این بخش دارای 33 روستا و 25770 نفر جمعیت است. مهمترین وجه مشخصه سلطانیه پس از مسائل مربوط به ارزشهای تاریخی وجود چمن معروف سلطانیه است. این چمن قسمتی از فلات زنجان- ابهر را در برگرفته و از فاصله گرفتن دو رشته ارتفاعات موازی که در جهت شرقی- غربی ممتداند، تشکیل گردیده و دارای 35 کیلومتر مربع وسعت است.

پیشینه تاریخی سلطانیه:

با مطالعات باستان شناسی روشن شده که در داخل چمن سلطانیه شش محوطه باستانی بدین ترتیب وجود دارد. تپه تاریخی یوسف آباد، تپه تاریخی قلعه، محوطه شهر سلطانیه، تپه تاریخی نور، تپه تاریخی چمن. بررسی در عناصر و یافته های اتلال مزبور گویای این واقعیت است که منطقه مزبور از اواخر هزاره دوم قبل از میلاد تا حمله مغول مورد استفاده اقوام مختلف بوده است. بنابراین قول حمدالله مستوفی که سلطانیه را قبل ا زحمله مغول غیر مسکون دانسته با تردید مواجه می گردد. به استناد متون تاریخی این منطقه قبل از استقرار مغول شهر ویاژ یا شهر ویاز نامیده شده است. ولی آنچه که مسلم و روشن است، پس از حمله مغول و استقرار طایفه ای از آنها در این محل آ« را قنقور النگ نام گذاری کرده اند.

این منطقه (قنقور النگ) به علل گوناگون در دوره های مختلف ایلخانی مورد توجه و محل یا یلاق بوده است. سلطانیه ابتداء در دوران ارغون خان (683-690) به پایتختی انتخاب گردید. سیاستمداران ارغون در انتخاب این محل به پایتختی از نظر سیاسی و سوق الجیشی راه صوابی پیموده اند، زیرا قنقور النگ نسبت به م تصرفات غربی امپراعتوری ایلخانی مرکزیت داشت. و از طرف دیگر، با عنایت به اینکه پس از استقرار جانشینان هلاکو، به ویژه اواخر دوران ارغون خان و دوره های غازان خان و اولجایتو که به زور شمشیربندان مغول حکومت نسبتاٌ واحدی در منطقه بسیار وسیع از رود سند تا فلسطین با ترکیبی از اقوام مختلف و متمدن آن روزی تشکیل یافته بود، خود موجب پیشرفت سریع ارتباطات بازرگانی را فراهم نمود، تقویت و اصلاح جاده های بازرگانی، ایجاد تاسیسات مربوط به راهدارخانه ها، ایجاد انتظام در مناطق و مسیرهای تجاری، تدوین یاساهای چنگیزی به دزدان و قطاع الطریق از عوامل و انگیزه های این جریان اقتصادی است و سیاستی که توانسته حمل و نقل کالاهای مشرق زمین را به اروپا، که از طریق روسیه و دریاچه اورال انجام می پذیرفت از راه امپراطوری ایلخانی عبور دهند در این صورت بود که ایجاد مرکز اقتصادی بسیار قوی و واجد شرایط در منطقه ای از نظر سیاسی پاسخگوی این نیاز باشد، امری لازم و ضروری به نظر می رسد. این منطقه با توجه به ویژگی هایی که بیان گردید محلی بجز قنقور النگ که همانا سلطانیه است نمی تواند باشد. علی ای حال شهر سلطانیه در دوره بنیان گذاران آن پس از تبریز دومین شهر مهم در امپراطوری ایلخانان بوده و از نظر تجارت خارجی نخستین آن به حساب می آمده است. و کلیه مال التجاره به جهت ایجاد تمرکز و اخذ مالیت های مورد لزوم و کنترل آمد و شد، در این شهر تخلیه و بارگیری می شده است. رونق اقتصادی به حدی بوده که گلاویخو سفیر پادشاه اسپانیا در دربار میرانشاه (806-809 هجری قمری) در بازدید از سلطانیه بحث مفصلی را در مورد رونق تجاری مطرح نموده است. این شهر از دوبخش کهندژ و شارستان تشکیل یافته و آن در بخش پر 200 هکتار بوده است.

عناصر تشکیل دهنده این شهر عظیم اسلامی به علل گوناگون جغرافیایی سیاسی از میان رفته تنها با مدارک باستانشناسی می توان به بازشناسی آن توفیق یافت. به استناد متون تاریخی این شهر به کاروانسراهای زیبا و اقامتگاه های عمومی مجهز بوده تا سرویس مناسب را از نظر پذیرایی و اقامت عرضه نماید.

سبب ایجاد گنبد سلطانیه

اولجایتو پس از طرح سلطانیه تصمیم گرفت که به تقلید از آرامگاه برادرش غازان خان ، آرامگاه رفیع و باشکوهی برای خود بسازد به همین جهت برای بر پائی این آرامگاه ، هنرمندان از هر سو به سلطانیه آمدند تا یکی از شاهکارهای عظیم دوره مغول را به عرصه ظهور برسانند .

بنای گنبد سلطانیه در سال 702 هجری قمری ( روایتی ) بر اساس طرح آرامگاه غازان خان که آن نیز از بنای آرامگاه سلطان سنجر در ( مرو ) الهام گرفته ، ساخته شده بود با این تفاوت که پلان آرامگاه سلطان سنجر مربع و پلان گنبد  سلطانیه  هشت ضلعی است اگر چه تا حد  زیادی معماری آرامگاه سلطان  سنجر در بنای سلطانیه تاثیر گذاشته بود لیکن چیزهای ابتکاری در بنای اخیر بحدی است که آنرا  بصورت یکی از شاهکارهای هنر و معماری ایران درآورده است که بعدها نمونه و الگوئی  بای احداث تعداد زیادی از ابنیه این دوره شد همچنین معماری گنبد سلطانیه را شخصی  به نام سید علی شاه انجام  داده است . 

نا به قولی، بر اثر تشویق و ترغیب  علما و روحانیون بزرگ  شیعه که در آن زمان در دستگاه حکومتی  صاحب منزلتی بودند، اولجایتو مذهب تشیع را به عنوان مذهب رسمی پذیرفت و بعد از مدتی تصمیم که آرامگاه خود را به ائمه اطهار اختصاص دهد. بدین منظور  قصد انتقال  اجساد مطهر آنان  (حضرت  علی (ع) و امام حسین (ع) ) را به سلطانیه  داشت تا بر رونق تجاری و  اهمیت  مذهبی  پایتخت جدید التایس خود بیفزاید لذا دستور داد تا تزئینات داخلی بنا که تا آن روز انجام نگرفته بود طوری بپردازند که در آن شعائر مذهب تشیع  یخوبی مورد استفاده قرار گیرد بهمین جهت بود که کلمه «علی»  به طور مکرر با کاشی در متن اجر نوشته شده است.

انتقال اجساد مطهر ائمه بخاطر مخالفت شدید علمای شیعه  یا بقولی خواب سلطان مکه حضرت  علی بن ابی طالب را ناراضی دیده بود و آن حضرت  از این عمل ناراضی بود انجام نگرفت و منصرف شد.

بنابراین سلطان ایلخان مصمم شد که دوباره این بنا  را به آرامگاهی برای خود اختصاص دهد. به نظر می رسد که در همین ایام از مذهب تشبع  برگشت و مذهب اهل سنت را اختیار کرد. شاید  به همین منظور بود که دستور داد تمام تزئینات  معرق کاری که کلمه «علی»  0ع) بر آن نقش بسته بود، و تمام تزئینات آجری کاشیکاری و گره سازی را با پوشش از گچ اندودند و روی  آن پوشش را با  کتیبه و اشکال مختلف هندسی طرحهای گل و بوته دار با رنگ آبی  بر زمینه  سفید گچبری کردند که  این عمل احتمالا در سال 713 رخ داده اولجایتو در سال  716 هـ . یعنی تقریبا  چهار سال  بعد از اتمام بنا  در سن 36 سالگی در گذشت و جسد وی در  تابوتی از زرناب در آرامگاه  ابدیش دفن شد.

معماری

گنبد سلطانیه در دوره بر پایی مرتفعترین بنای  جهان بوده و هم اکنون نیز یکی از عظیم ترنی بناهای تاریخی جهان به شمار می رود. این بنا قسمتی از مجموعه عظیمی است که به ابواب البر مشهور بوده و شامل دارالشفا ، بیت القانون، بیت الحکمه ، دار الباده  و ... این بنا در قوم هم کف  با فضاهای جانبی آرامگاه دارای  پلام مربع مستطیل بوده و ادامه مجموعه در طبقات هشت ضلعی متمایل  به منتظم است.

این گنبد از سه فضای گنبد خانه  تربت خانه ، سردابه تشکیل شده و از نظر حجمی  و ترکیب فضا  آئین  تدفین  مغول  که در دو مرحله انجام می گرفت مطابقت داده و آن را با معماری ترکیبی از مراسم  تدفین مغول  تبیین نمود با توجه به این طرز تفکر خانه محل عزاداری به جسد سردابه محل نگهداری و تدفین جسد و تربت خانه فضای مسقف  بالای سردابه می باشد ورودی اصلی آرامگاه اولجایتو در ایوان های شمال شرقی و شمال غربی  تعبیه شده و کاربرد ایوانهای شمالی شرقی و غربی پنجره می باشند پلان گنبد خانه متمایل به هشت  ضلعی منتظم و طول هر یک از اضلاع از 06/10 تا  16/10 متر متغیر است .

قطر گنبد خانه 40/24 متر می باشد در این فضا 8 جرز سنگین  با عرض 32/6  تا 25/7 متر  با سطح  مقطع 50 متر مربع قرار گرفته و مهمترین وجه مشخصه  تحول معماری از دوران  سلجوقی  به دوران  ایلخانی را نمایش می دهد. در حد فاصل این  جرزها ایوانها و بنائی در دو طبقه اجرا گریدده و ارتفاع  طبقه همکف از رقوم 7/9 متر و ارتفاع  طبقه اول از رقوم هم کف 70/ 19 متر قابل اندازه گیری می باشدو کف این فضا  با استفاده از سنگ رخام سفید مفروشی بوده است.

قوس ایوانها در این فضا پنج و هفت تند است. در منتهی الیه این قوسها کتیبه هایی با متن احادیث نبوی در آن نوشته شده و پس مقرنس کاری زیبایی که وظیفه  ترمپه ها بر آن محول شده پلان هشت ضلعی را به پلان دایره  تبدیل نموده و زمینه  اجرا گنبد را فراهم آورده است.

 دومین فضای مورد بحث آرامگاه اولجایتو فضای موسوم به تربت خانه می باشد این فضا به شکل مستطیل با طول ضلع 60/17 متر و عرض 8/7  متر و با ارتفاع 16 متر، محراب مجموعه را در  جرز  جنوبی در خود جای داده است پوشش سقف تربت خانه از سه واحد  طاق و تویزه ساخته شده قطر طاق وسطی که بزرگتر  است 9 متر  و طاقهای طرفین 3 متر قابل اندازه گیری می باشد در ارتفاع 0/3 متری از کف در گرداگرد آن

کتیبه ای در دو قلم ریز به خط کوفی  مشجر و قلم درشت به خط ثلث نوشته شده و اطراف کلمات را تزئینات اسلیمی پرنموده اتس. بین تربت خانه و محوطه  زیر گنبد  پنجره بزرگی از مس طلا قرار داشت که به مرور زمان از بین رفته و یا به غارت برده شده است.

سردابه سومین فضایی است که با ترکیب فضاهای مذکور افاده معنی می  نماید این فضا محل قبر اصلی می باشد ورودی سردابه در ایوان جنوبی تربت خانه قرار دارد و با تعبیر 9 پله  به پهنای 250 سانتیمتر می رسد در وسط این فضا محل قبر و در  طرفین آن دو  فضای کوچک  جهت  استقرار نگهبانان جلوگیری از ورود ارواح خبیثه  تعبیه شده بررسی ترکیب  فضایی  این سردابه و ارتباط آن با  کل مجموعه و قابل مقایسه نبودن ان با سایر بناهای آرامگاهی می توان  چنین استنتاج نمود که این آرامگاه بر اساس بینش مغول  بویژه ائین شمنیت ساخته شده باشد. گنبد آرامگاه اولجایتو  بزرگترین  نوع خود در بناهای تاریخی ایران  با راتفاع  50/48 متر و قطر دهانه 40/24 متر  و با ضخامت 160 سانتیمتر با روش دو پوششی ساخته شده و فضای خالی بین دو پوسته 60 سانتیمتر می باشد.

اهمیت تشخیص زمان در گنبد سلطانیه

مقید بودن  مسلمانان به اهمیت  تشخیص زمان برای انجام مراسم مذهبی را می توان سبب ایجاد  ساعت آفتابی  در اسکلت این بنا داشت  باین طریق که اگر  از سوراخ گنبد اصلی  بتابد زمان اذان ظهر است نوری که از پمجره های بزرگ می تابد بین ساعت و نور پنجره های کوچک حدود دقیقه  را مشخص می ساخت به  احتمالی طرح  8 ضلعی بنا نیز به خاطر ایجاد چنین ساعتی بوده در شب هم به  یاری برخی از ستاره ها از این  پنجره ها دیده می شدند زمان را مشخص می گردند.

پلکانها

در بین حرزهای هشت گانه  پلکانهای مارپیچی وجود دارد که طبقه زیرین را به طبقات دوم و غرفه های خارجی و مناره های هشتگانه متصل می کند لازم به تذکر  است که این پلکانها همه از پایین شروع  نمی شود بلکه  فقط  دو پلکان دیگر در نمای خارجی ولقع شده است.

پلکانهای زوایای شمالی به طبقه دوم راه می یابد و پلکان سومی بدون اتصال به طبقه دوم بسوی بالا ادامه پیدا می کند. پلکانهای هشتگانه از طیقه سوم (غرفه های خارجی) ظاهر شده  و تا  امتداد مناره های هشتگانه صعود می نماید.

ایوانها

همانطور که در فوق اشاره شد بر اضلاع هشتگانه پلان داخلی 8 ایوان  رفیع و وسیع به ارتفاع 80/18 و به عرض 70/7 متر واقع شده اند. این ایوانها یکنواختی حاصل از وجود  جرزهای قطور، را از بین برده و باعث شده که بنا زمخت  جلوه ننماید. این ایوانها در عمق 60/2 و ارتفاع 9 متری  به دو طبقه تقسیم شده است.. در طیقه اول یا همکف ورودی های اصلی  و ورودی ها کوچک فرعی به محوطه های عبادتی قرار دارند.

ایوان جنوبی متصل به محوطه ای  بنام تربت خانه است که در صفحات آینده شرح آن داده خواهد شد. ایوانهای شرقی و غربی در انتها دارای درهای بزرگ می باشد. در حالیکه در انتهای طبقه اول ایوانهای فرعی بک در کوچک وجود دارد. سقف طبقه اول دارای قندیل بندی و مقرنسکاری بسیار جالب و زیبا می باشد

طبقه دوم  این بخش بوسیله راهروی پوشیده ای با هم در ارتباطند. بطوری که می توان در این طبقه تمامی بنا را دور زد در غرفه  های طبقه دوم انواع  تزئینات  ومقرنسکاریهای ارزنده ای دیده می شود که نشانگر ذوق و سلیقه و دقت هنرمندان دوره ایلخانیان است.

یکی از خصوصیات اصلی  ومنحصر بفرد در گمبد  سلطانیه  دو جدارهبودن آن است که از  دو قشر موازی و مجزا  که صرفا  با پشت  یندهای آجری بین خود  بهم مربوط بوده و همچنین فرم واحدی را شامل می شوند  تشکیل شده است. و این تنها نمونه در مورد  گنبدهائی با وضع  ساختمانی فوق الذکر محسوب می شود و به نظر اینجانب نمی توان نمونه ای  با وضع ساختمانی فوق الذکر در دنیا  یافت که متعلق به قبل از بنای مزبور باشد. و از این رو گنبد فوق  اهمیت شایانی را در تاریخ معماری دنیا داراست بطوریکه مدتها بعد از ساختمان گنبد سلطانیه چه در غرب و چه  در شرق  رفته رفته آثاری با خصوصیات تکنیکی فوق  بوجود می آید . از جکله مهمترین آثاری که به تقلید از گنبد سلطانیه احداث شده گنبد کلیسای سانتاماریا دلفیوره می باشد که بیش از صد سال  بعد از آن ساخته شده است

   

سابقه تاریخی احداث گنبد به استناد کتیبه ها:

سرتاسر داخل گنبد سلطانیه پوشیده از کتیبه های مختلفی است که با رنگ روی گچ ترسیم شده است. در سالهای مختلف بعد از سال 1350 قسمتهایی از گچ روی دیوار توسط کارشناسان ایتالیایی از جای خود برداشته شد و در جعبه های بزرگ قرار داده شد و پس از برداشتن گچ، تزئینات اصلی آجری گنبد نمایان شد.

در ارتباط با زمان ایجاد تزئینات روی گچ میان متخصصان هنر اسلامی اختلاف وجود دارد که در چه زمانی این تزئینات گچی بر روی تزئینات اصلی کار گذاشته اند.

پروفسور پیروسن پائولزی در گزارشات پروژه مرمت مسجد و آرامگاه  سلطان محمد خدابنده اشاره می کند که در گنبد سلطانیه کلاسه دوره تزئینات دیده می شود که دوره اول مربوط به اصل بنا که با تزئینات کاشیکاری بوده یک دوره تزئینات با کاشی شش گوش که از کف تا ارتفاع حدود سه متری را زینت داده و دوره سوم تزئینات گچ کاری که روی تزئینات اصلی گنبد انجام گرفته است.

در واقع در گنبد سلطانیه دو دوره تزئینات دیده می شود که دوره اول مربوط به تزئینات اصلی گنبد و دوره دوم مربوط به گچ کاری روی این تزئینات منتهی قسمت پایین گنبد در دسترس همگان بوده (از کف زمین تا حدود ارتفاع سه متر) آن قسمت به جای گچ کاری (که با دست زدن به مرور زمان آسیب می بیند) با کاشی شش گوش پوشانده اند یعنی گچ کاری روی تزئینات اصلی گنبد و کاشی کاری شش گوش پایین گنبد هم زمان انجام شده است.

در مطالعه کتیبه های گنبد سلطانیه به دو تاریخ متعلق به دوره اصلی ساخت گنبد بر می خوریم که تاریخ اول سال 710 هجری قمری است و بر روی سر در شرقی بیرون گنبد قرار دارد. این تاریخ زمان پایان ساختمان گنبد با تزئینات بیرون آن و بدون تزئینات داخل گنبد می باشد. تاریخ دوم سال 713 هجری قمری در قوس طبقه دوم ایوان شرقی داخل گنبد دیده می شود که تقریبا نشانه پایان تزئینات کاشیکاری داخل گنبد است (پایان کل تزئینات دوره اول با توجه به قسمت باقی مانده بنا از طبقه دوم ایوان که دارای تاریخ 713 هجری قمری تا بالاترین نقطه داخل گنبد، احتمالا مدت کوتاهی بوده است چون که جشن افتتاح گنبد به استناد کتاب تاریخ اولجایتو روز 12 ربیع الاخر سال 713 هـ ق بوده است.

مدارک زیاد در گنبد وجود دارد که ثابت می کند شروع تزئینات دوره دوم نیز در زمان سلطان محمد اولجایتو انجام گرفته است و شروع آن باید همزمان با شروع وزارت تاج الدین علیشاه در سال 715 هـ ق بوده باشد. این وزیر پس از نشستن بر مسند وزارت جهت ارائه کار چشمگیر، به تزئین گنبد پرداخت و ساختمان تربتخانه را نیز به آن اضافه کرد. پایان این تزئینات بدون شک پس از مرگ اولجایتو و در زمان ابوسعید بهادرخان انجام گرفته چون که در داخل گنبد لقب ابوسعید بهادرخان که علاءالدوله می باشد. در زیر حاشیه بالکنهای حد فاصل طبقه اول و دوم موجود است.

مهمترین مدرکی که ثابت می کند گچ کاری روی تزئینات اصلی گنبد در زمان خود اولجایتو انجام گرفته، کتیبه ای است که اکنون در تربت خانه گنبد نگاهداری می شود که نام سلطان محمد در این کتیبه آمده و بعد از آن جمله:

مدالله ظله و نصر نجله

(خداوند سایه او را گسترده کند و فرزندش را پیروز گرداند) آمده که این جمله ثابت می کند که سلطان محمد اولجایتو در زمان گچ کاری روی تزئینات اصلی گنبد زنده بوده است.

وجود جمله سلطان محمد اولجایتو که دهها بار در حاشیه چند ایوان تکرار شده است از جمله مدارکی است که این موضوع را ثابت می کند. بعید به نظر می رسد که سلطانی دیگر تزئینات در گنبد ایجاد کند و نام سلطان اولجایتو را آن هم دهها بار بر آن تکرار کند.

وجود نام تاج الدین علیشاه وزیر معروف اولجایتو و ابوسعید و با عنوان الدستور الاکرم المفخم در قسمت بالای طاق ایوانها بر روی گچ ثابت می کند که مخارج این تزئینات به عهده این وزیر بوده است (کل کتیبه ای که نام تاج الدین در آن آمده به علت پاک شدن قسمت اعظم رنگ روی آن هنوز خوانده نشده). با توجه به مدرک اول که نام سلطان محمد بر روی گچ آمده، ثابت می شود که تاج الدین علیشاه این کار را در زمان اولجایتو آغاز نموده است.

در سراسر گنبد آیات قرآن و احادیث پیامبر (ص) و کلمات قصار حضرت علی (ع) دیده می شود اما در طبقه دوم ایوان جنوب غربی برای اولین برخورد می کنیم با یک دایره ایکه داخل آن با خط کوفی نوشته شده اللهم اشفنا بشفائک و داونا بداوئک که معنی آن (خداوندا ما را به شفای خود شفا ده و به دوای خود ما را مداوا فرما) که بدون شک در ارتباط با مریض بودن اولجایتو است و در همان ایوان برای اولین بار با آیه ای در ارتباط با مرگ روبرو می شویم که با رنگ قرمز آیه کل من علیها فان چندین بار تکرار شده است. وجود این آیه بدون شک نشانه درگذشت سلطان اولجایتو بوده است و می توان گفت که تا این قسمت ایجاد تزئینات روی گچ در زمان اولجایتو بوده است و ادامه کار مربوط به زمان ابوسعید بهادرخان می باشد.منبع"تحقیق مقاله مطلب


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٠/٥/۱٤ | ٤:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : اکبررحیمی | نظرات ()